م. ع - عارف - اگست اپریل 2008
پری شب دلبرم را خواب دیدم
از آن سوٌ گیسوهایش تاب دیدم
همه درد وجودم رفت از
یاد
که من آن دلبرم را خواب دیدم
زشب تا صبح در فکرو خیالات
بیاد او همه را آب دیدم
یکی در ناله و فریاد
باشد
زهجر او، خودم را شاد دیدم
اگر (عارف) شود فرهاد دوران
که من شیرین را در خواب دیدم